یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم
شیشه ای مرکب سیاه
سال هاست مانده جای آن
لکه های سیاه اشتباه
ای خدا به من بگو
لکه های چرک مرده را کجا
خاک میکنند؟؟؟
از میان تار و پود قلب
جای جوهر گناه را چگونه پاک می کنند؟؟
آه از این همه گناه و اشتباه
آه نام دیگر توست
آه بال می زند به سوی تو
کبوتر توست
قلب من دوباره تندتند می زند
مثل این که باز هم خدا
روی قالی دلم،قدم گذاشته
در میان رشته هنای نازک دلم
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
قلب من چقدر قیمتیست
چونکه قالی ظریف و دست باف اوست
این پرنده که لای تار و پود آن نشسته است
هدهد است
میپرد به سوی قله های قاف دوست
:: برچسبها:
دو س ت ,
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6